هنگامی که در تاریکی شبهای سیاه عمرم،همچون ستاره ای درخشیدی نور امید در قلبم پدیدارشدوچنان عاشقت شدم که درهمان روزهای اول شدی همه بودونبودم.
چشمان زیبایت پراز صفا وصمیمیت وقلب نازنینت سرشار از عشق بود.عشقی که سالها شهر به شهر کوچه به کوچه به دنبال آن گشته بودم.
طبیعت باهمه نامردی وناسازگاریهایی که بادلهای ما داشت این بارنامردی را فراموش کرده بودویکبارهم که شده به نفع ماوبرمرادما می چرخید.
حس میکردم تمام کائنات دربرابرعشق پاک ماسرتعظیم فرودآورده وشایداگرشرایط زندگی مان به گونه ای دیگر بوددرست در هنگامی که همه عشقهادروغین و همه دلها از سنگ است تاریخ یه بار دیگرشکوه عشق لیلی و مجنون را تجربه میکرد.
عشقی که لحظه به لحظه زیباتر و روز به روزعمیق تر شده واکنون که2سال از عمر این عشق میگذرد عشق من نسبت به تو به حدی عمیق است که قلم از نوشتن و زبان از گفتن آن عاجز میماند.
عشق من بدان که عاشقت خواهم ماند
و تا زنده ام دوستت خواهم داشت
امروز این جور عشقها فقط یک افسانه باورنکردنی است
عاشق در به در همیشگی ات سارا
دلم گرفته......ما را در سایت دلم گرفته... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 91